ترجمه "matt" به فارسی
فلز يا مس پرداخت نشدهوناخالص, مات بهترین ترجمه های "matt" به فارسی هستند.
matt
adjective
دستور زبان
platt (umgangssprachlich)
-
فلز يا مس پرداخت نشدهوناخالص
-
مات
adjectiveWarum ziehen Sie noch, wenn Sie in fünf Zügen matt sind?
چرا طوری حرکت میدی که تو پنج حرکت مات بشم ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Matt
noun
neuter
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Matt" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Matt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "matt"
عباراتی شبیه به "matt" با ترجمه به فارسی
-
مت دیمون
-
شاه مات · شهمات · مات · کیش و مات
-
زیلو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن