ترجمه "mit" به فارسی
با, ابا, bå بهترین ترجمه های "mit" به فارسی هستند.
mit
adposition
adverb
دستور زبان
über (umgangssprachlich) [..]
-
با
adposition SuffixEs war er, der mit mir darüber gesprochen hat.
اوست، که با من راجع به آن صحبت کرد.
-
ابا
-
bå
-
در جهت
In Begleitung von
Das ist eine Maschine, die Teilchen in einem runden Tunnel mit fast Lichtgeschwindigkeit entgegengesetzt aufeinander schießt.
آن ماشینی است که ذرات را دور یک تونل میفرستد، در جهات مخالف، با سرعت نزدیک به نور.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mit"
عباراتی شبیه به "mit" با ترجمه به فارسی
-
مسمومکردن ماهی (روش ماهیگیری)
-
زراعت با جانوران بارکش
-
با ماکروی فعال
-
اتاق منعکس کننده شخصیت کارآگاه است ساده و کاربردی به لمس شخصی
-
ریشهکن کردن
-
قسر دررفتن
-
ترانزیستور دو قطبی با درگاه عایقشده
-
ماهیگیری تلهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن