ترجمه "mollig" به فارسی

تپل, لنبه, کپل بهترین ترجمه های "mollig" به فارسی هستند.

mollig Adjective دستور زبان

wohlgerundet (verhüllend) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تپل

    Er war ein molliger, liebenswerter Typ und fragte mich sogar: "Warum?"

    یک آدم تپل دوست داشتنی، و حتی از من پرسیده بود، «چرا؟»

  • لنبه

  • کپل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mollig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mollig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه