ترجمه "mollig" به فارسی
تپل, لنبه, کپل بهترین ترجمه های "mollig" به فارسی هستند.
mollig
Adjective
دستور زبان
wohlgerundet (verhüllend) [..]
-
تپل
Er war ein molliger, liebenswerter Typ und fragte mich sogar: "Warum?"
یک آدم تپل دوست داشتنی، و حتی از من پرسیده بود، «چرا؟»
-
لنبه
-
کپل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mollig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن