ترجمه "motte" به فارسی
بيدها, بید, پروانه بهترین ترجمه های "motte" به فارسی هستند.
motte
-
بيدها
Die Motten sind bestimmt jetzt gerade bei der Arbeit.
اون بيدها احتمالا همين الان مشغول سوراخ کردن قاليچه ها هستند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Motte
noun
feminine
دستور زبان
-
بید
nounAlso wenn die Motte wirklich als Motte schlüpft,
و بعد وقتی که بید واقعا به شکل بید در میآید،
-
پروانه
nounWenn man unvorsichtig ist, ist man wie eine Motte im Licht.
بي دقت آمدن ، مانند آمدن پروانه به سمت شعله است.
-
بيدها
Die Motten sind bestimmt jetzt gerade bei der Arbeit.
اون بيدها احتمالا همين الان مشغول سوراخ کردن قاليچه ها هستند
-
ترجمه های کمتر
- روپالوسرا
- لپیدوپترا
- مته
- پروانهها
- پولكبالان
- پولکبالیان
تصاویر با "motte"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن