ترجمه "munition" به فارسی
مهمات, مهمات بهترین ترجمه های "munition" به فارسی هستند.
munition
-
مهمات
nounFalls jemand festgehalten wird, müssen wir sicherstellen, dass genug Munition vorhanden ist.
اگه کسي جايي گير افتاد ، بايد مطمئن بشيم که به اندازه کافي مهمات داره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " munition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Munition
noun
Noun
feminine
دستور زبان
-
مهمات
nounSammelbegriff für eine weite Spannbreite von Waffen (Bomben, Minen, Patronen etc)
Falls jemand festgehalten wird, müssen wir sicherstellen, dass genug Munition vorhanden ist.
اگه کسي جايي گير افتاد ، بايد مطمئن بشيم که به اندازه کافي مهمات داره.
تصاویر با "munition"
عباراتی شبیه به "munition" با ترجمه به فارسی
-
بمب هدایتشونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن