ترجمه "nach" به فارسی
به, در پی, پیش بهترین ترجمه های "nach" به فارسی هستند.
nach
adposition
adverb
دستور زبان
(...) nach zu urteilen [..]
-
به
adpositionEs ist Tom, der mir gesagt hat, wieso ich nach Boston gehen muss.
تام کسی است که به من گفت چرا باید به بوستون بروم.
-
در پی
Warum kann es verlockend sein, nach beruflichem Erfolg zu streben?
چرا در پی مقام و شغلی عالی بودن ممکن است برای شخص جذاب باشد؟
-
پیش
adpositionLäuft es nicht nach Plan, kehren wir um.
اگر قرار نیست طبق برنامه پیش بریم ، بریم خونه.
-
ترجمه های کمتر
- بروفق
- بعد
- بعد از
- به سمت
- تن
- دن
- زی
- مانند
- مثل
- پس از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nach"
عباراتی شبیه به "nach" با ترجمه به فارسی
-
درون
-
آبياري متناوب · آبیاری درخواستی
-
یکی یکی
-
صندلیبازی
-
طعم چيزي داشتن
-
پیکان راست
-
دوره پس از شیرگیری
-
یکبهیک · یکی یکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن