ترجمه "naiv" به فارسی
ببو, خام, ساده لوح بهترین ترجمه های "naiv" به فارسی هستند.
naiv
adjective
دستور زبان
schön blöd (umgangssprachlich) [..]
-
ببو
-
خام
adjectiveSie stellen fest, dass sein Verstand gar nicht so naiv ist.
می فهمید که ذهن یک چهار ساله حتی کمی هم خام نیست.
-
ساده لوح
nounDu bist entweder daran beteiligt, oder einfach das naivste Mädchen, das ich je getroffen habe.
یا تو هم باهاش هم دستی یا ساده لوح ترین.دختری هستی که تو عمرم دیدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naiv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "naiv" با ترجمه به فارسی
-
نظریه طبیعی مجموعهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن