ترجمه "nass" به فارسی

tar, خیس بهترین ترجمه های "nass" به فارسی هستند.

nass adjective دستور زبان

Mit viel Flüssigkeit oder Feuchtigkeit durchtränkt.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • tar

  • خیس

    adjective

    Ich kam in einen Platzregen und wurde nass.

    باران ناگهانی مرا غافلگیر و خیس کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nass " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nass noun neuter دستور زبان

kostbares Nass (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

"Nass" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nass در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "nass"

عباراتی شبیه به "nass" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nass" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه