ترجمه "nass" به فارسی
tar, خیس بهترین ترجمه های "nass" به فارسی هستند.
nass
adjective
دستور زبان
Mit viel Flüssigkeit oder Feuchtigkeit durchtränkt.
-
tar
-
خیس
adjectiveIch kam in einen Platzregen und wurde nass.
باران ناگهانی مرا غافلگیر و خیس کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nass
noun
neuter
دستور زبان
kostbares Nass (umgangssprachlich) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Nass" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nass در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "nass"
عباراتی شبیه به "nass" با ترجمه به فارسی
-
تحمل به خاكهاي مرطوب
-
ناصرخسرو
-
تحمل آب · تحمل به خاكهاي مرطوب · تحمل تجمع آب · تحمل غوطهوري · مقاومت به تجمع آب
-
نم
-
جمال عبدالناصر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن