ترجمه "neben" به فارسی
کنار, نزدیک بهترین ترجمه های "neben" به فارسی هستند.
neben
adposition
دستور زبان
plus (umgangssprachlich) [..]
-
کنار
adpositionEs ist leichter, neben einem hungrigen Tiger zu leben als neben einer enttäuschten Frau.
زندگی کردن کنار یک ببر گرسنه آسانتر از زندگی کردن کنار یک زن دلخور است.
-
نزدیک
adjectiveIch denke, ich brauche ein Büro direkt neben deinem.
فکر کنم یه دفتر نزدیک به دفترت بگیرم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " neben " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "neben" با ترجمه به فارسی
-
قطعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن