ترجمه "neben" به فارسی

کنار, نزدیک بهترین ترجمه های "neben" به فارسی هستند.

neben adposition دستور زبان

plus (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنار

    adposition

    Es ist leichter, neben einem hungrigen Tiger zu leben als neben einer enttäuschten Frau.

    زندگی کردن کنار یک ببر گرسنه آسانتر از زندگی کردن کنار یک زن دلخور است.

  • نزدیک

    adjective

    Ich denke, ich brauche ein Büro direkt neben deinem.

    فکر کنم یه دفتر نزدیک به دفترت بگیرم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " neben " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "neben" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "neben" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه