ترجمه "neu" به فارسی

تازه, نو, هزات بهترین ترجمه های "neu" به فارسی هستند.

neu adjective دستور زبان

up to date (engl.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازه

    adjective

    Ich dachte, du würdest gerne neue Sachen lernen.

    فکر کردم دوست داری چیز های تازه یاد بگیری.

  • نو

    adjective

    Ich lasse meine Schwester meinen neuen Computer benutzen.

    من به خواهرم اجازه دادم تا از کامپیوتر نو ام استفاده کند.

  • هزات

  • ترجمه های کمتر

    • now
    • اخیر
    • جدید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " neu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "neu"

عباراتی شبیه به "neu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "neu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه