ترجمه "niesen" به فارسی

عطسه, عطسه کردن, عطسه بهترین ترجمه های "niesen" به فارسی هستند.

niesen verb دستور زبان

Reflexartig Luft ausstoßen, meist als Reaktion auf eine Irritation der Nase.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطسه

    verb

    Reflexartig Luft ausstoßen, meist als Reaktion auf eine Irritation der Nase.

    Wenn man die Hupe drückt, dann niest es.

    وقتي بوق رو به صدا درمياريد ، صداي عطسه از خودش درمياره.

  • عطسه کردن

    verb

    „Der Knabe nieste nun bis zu siebenmal, wonach der Knabe seine Augen öffnete.“

    سپس، ‹طفل هفت مرتبه عطسه کرد، و چشمان خود را باز نمود.›

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " niesen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Niesen noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطسه

    noun

    Gibt es in der Zwischenzeit auch nur so was wie ein ungeskriptetes Niesen, will ich davon wissen.

    اما اگه هرکسي حتي يه عطسه ي خارج از برنامه کرد ، بايد منو خبر کنين.

  • اشنوسه

    noun
  • شنوشه

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "niesen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه