ترجمه "nuss" به فارسی
میوههای مغزدار, گردو, میوههای مغزدار بهترین ترجمه های "nuss" به فارسی هستند.
-
میوههای مغزدار
Wenn genügend Beeren, Nüsse und Samenkörner zu finden sind, ist die Eichhörnchenfamilie wohlgenährt und hat Zeit, die Behausung zu vergrößern.
اگر توت، میوههای مغزدار و دانه به حد کافی پیدا کند، خانوادهاش فربه شده و وقتی برای وسعت دادن به خانهشان پیدا میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuss " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Das Holz des Nussbaums. [..]
-
گردو
nounDie Frucht des Walnußbaums.
Die bereiten es mit Nüssen oder sowas zu.
فقط با گردو، بادام یا همچین چیزی ساختنش.
-
میوههای مغزدار
Wenn genügend Beeren, Nüsse und Samenkörner zu finden sind, ist die Eichhörnchenfamilie wohlgenährt und hat Zeit, die Behausung zu vergrößern.
اگر توت، میوههای مغزدار و دانه به حد کافی پیدا کند، خانوادهاش فربه شده و وقتی برای وسعت دادن به خانهشان پیدا میکنند.
-
gerdu
-
ترجمه های کمتر
- آجیل
- تخم