ترجمه "offen" به فارسی
باز, bâz, بازکردن بهترین ترجمه های "offen" به فارسی هستند.
offen
adjective
دستور زبان
gradheraus (umgangssprachlich) [..]
-
باز
adjectiveEs hat mich sehr überrascht, dass die Tür offen war.
اینکه درب باز بود، مرا خیلی متعجب ساخت.
-
bâz
-
بازکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " offen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Offen
Schildaufschrift
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Offen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Offen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "offen"
عباراتی شبیه به "offen" با ترجمه به فارسی
-
قالب آزاد
-
جریان کانال باز
-
گردهافشاني بادي · گردهافشانی باز · گردهافشانی طبيعي
-
آب باز · دریاچهها
-
شرکت تضامني
-
گردهافشانی باز
-
ا.آ.اف.اس (قالبهاي خواندن باز)
-
آب باز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن