ترجمه "oft" به فارسی
اغلب, بارها, غالبا بهترین ترجمه های "oft" به فارسی هستند.
oft
adverb
دستور زبان
Viele Male, mit kurzen Abständen zwischen den Ereignissen.
-
اغلب
Ich habe ihm oft geschrieben, als ich Student war.
هنگامی که دانشجو بودم، اغلب به او نامه مینوشتم.
-
بارها
adverbBob versucht oft, mit dem Rauchen aufzuhören.
باب چندین بار سعی کرد که سیگار را ترک کند.
-
غالبا
Eine Entdeckung war, dass wild lebende Bonobos oft zweibeinig gehen.
یک یافته این بود که بنوبوهای وحشی غالبا روی دو پا راه می روند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oft " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن