ترجمه "olive" به فارسی
زیتونها, زیتون, زیتونها بهترین ترجمه های "olive" به فارسی هستند.
olive
-
زیتونها
Er befreit es, wie ein Landwirt Oliven „befreien“ könnte, die im Baum sozusagen gefangen gehalten werden.
او آنها را همچون زارعی که زیتونها را از اسارت درختان آزاد میکند، رها میسازد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " olive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Olive
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Das Holz des Olivenbaums. [..]
-
زیتون
nounDie kleine ovale Frucht des Olivenbaums (Olea europaea).
Mit Mühlsteinen mahlte man Getreide und presste das Öl aus den Oliven.
سنگ آسیاب برای آسیاب غلّه و فشردن زیتون استفاده میشد.
-
زیتونها
Er befreit es, wie ein Landwirt Oliven „befreien“ könnte, die im Baum sozusagen gefangen gehalten werden.
او آنها را همچون زارعی که زیتونها را از اسارت درختان آزاد میکند، رها میسازد.
تصاویر با "olive"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن