ترجمه "paranoid" به فارسی
پارانوئید, پارانوئیدی بهترین ترجمه های "paranoid" به فارسی هستند.
paranoid
adjective
دستور زبان
-
پارانوئید
-
پارانوئیدی
Er konnte keinen Job behalten, er wurde zunehmend paranoid.
، نمیتونست هیچ شغلی رو درست انجام بده پارانوئیدی بودنش افزایش پیدا کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paranoid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paranoid" با ترجمه به فارسی
-
Paranoid personality disorder
اضافه کردن مثال
اضافه کردن