ترجمه "parken" به فارسی
پارک, پارک کردن, پارکینگ بهترین ترجمه های "parken" به فارسی هستند.
parken
verb
دستور زبان
stehenbleiben (umgangssprachlich)
-
پارک
nounTom stieg vor der Bibliothek aus und wartete, während Maria hinfuhr, um den Wagen zu parken.
تام رفت بیرون روبروی کتابخانه منتظر ماند تا ماری برود ماشین را پارک کند.
-
پارک کردن
Es ist nicht erlaubt, hier zu parken.
اینجا پارک کردن ممنوع است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Parken
Parken (Stadion)
-
پارکینگ
nounVorgang, ein betriebsfähiges und zugelassenes Fahrzeug für unbestimmte Zeit abzustellen
Auf Behindertenparkplätzen darf man nur mit einem amtlichen Behindertenausweis parken.
فقط کسانی که جواز قانونی معلولین را دارند، میتوانند از پارکینگ معلولین استفاده کنند.
عباراتی شبیه به "parken" با ترجمه به فارسی
-
بوستان
-
پاركها (ذخایر)
-
پارک مرکزی نیویورک
-
گورستان وستوود
-
لینکین پارک
-
پارک میلنیوم
-
پارکهای عمومی
-
بوستان · ذخایر زيستكره · ذخایر طبیعی · پاركها · پارک · پارکهای حیات وحش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن