ترجمه "patent" به فارسی

باهوش, امتیازنامهها, حق امتیاز بهترین ترجمه های "patent" به فارسی هستند.

patent adjective دستور زبان

geschickt (süddt.) (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باهوش

    adjective
  • امتیازنامهها

  • حق امتیاز

    Ich übertreibe nur ein wenig. Es ist ein umfassendes Patent.

    من دارم فقط کمی اغراق میکنم. این یک حق امتیاز گسترده هست.

  • ترجمه های کمتر

    • زرنگ
    • زیرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Patent noun Noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • امتیازنامهها

  • ثبت اختراع

    Hoheitlich erteiltes gewerbliches Schutzrecht für eine Erfindung

    Wenn du nicht weißt, wie man ein Patent anmeldet, warum rennst du dann nicht einfach zu Harvey?

    اگه بلد نبودي چطوري يه پرونده واسه ثبت اختراع بسازي ، پس چرا از هاروي نپرسيدي ؟

  • حق امتیاز

    Ich übertreibe nur ein wenig. Es ist ein umfassendes Patent.

    من دارم فقط کمی اغراق میکنم. این یک حق امتیاز گسترده هست.

  • ترجمه های کمتر

    • حق ثبت
    • حقوق انحصاری
    • پروانه بهرهبرداری انحصاری

تصاویر با "patent"

عباراتی شبیه به "patent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "patent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه