ترجمه "pferd" به فارسی

اسبها, اسب, اسبها بهترین ترجمه های "pferd" به فارسی هستند.

pferd
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسبها

    Sie konnte ihn nicht überzeugen, auf einem Pferd zu reiten.

    او نتوانست او را متقاعد کند که سوار بر یک اسب شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pferd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pferd noun neuter دستور زبان

Zosse (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسب

    noun

    domestizierte Form des Wildpferdes [..]

    Sie konnte ihn nicht überzeugen, auf einem Pferd zu reiten.

    او نتوانست او را متقاعد کند که سوار بر یک اسب شود.

  • اسبها

    Sie konnte ihn nicht überzeugen, auf einem Pferd zu reiten.

    او نتوانست او را متقاعد کند که سوار بر یک اسب شود.

  • asb

  • ترجمه های کمتر

    • اسپ
    • اكوئوس كابالوس
    • خرک حلقه

تصاویر با "pferd"

عباراتی شبیه به "pferd" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pferd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه