ترجمه "phase" به فارسی

فاز, فاز, مرحله بهترین ترجمه های "phase" به فارسی هستند.

phase
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاز

    Man muss also ein paar Phasen zurückgehen und neu anfangen.

    نمیتونید بعدش دوباره از همون فاز ادامه خواب بدید، بلکه باید از اول شروع کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " phase " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Phase noun Noun feminine دستور زبان

Periode (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاز

    räumlicher Bereich, in dem bestimmende physikalischen Parameter der Materie homogen sind

    Man muss also ein paar Phasen zurückgehen und neu anfangen.

    نمیتونید بعدش دوباره از همون فاز ادامه خواب بدید، بلکه باید از اول شروع کنید.

  • مرحله

    noun

    In der 2. Phase wurde er schnell gut.

    تو مرحله دوم ، عملکرد خیلی سریعی داشت.

تصاویر با "phase"

اضافه کردن

ترجمه های "phase" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه