ترجمه "photosynthese" به فارسی

فوتوسنتز, نورساخت, نورساخت بهترین ترجمه های "photosynthese" به فارسی هستند.

photosynthese
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فوتوسنتز

    die Zellen konnten sich teilen, sie konnten Photosynthese

    که میتوانستند تولید مثل کنند و از فوتوسنتز

  • نورساخت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " photosynthese " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Photosynthese noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نورساخت

    Erzeugung von energiereichen Stoffen aus energieärmeren Stoffen mit Hilfe von Lichtenergie

  • فوتوسنتز

    die Zellen konnten sich teilen, sie konnten Photosynthese

    که میتوانستند تولید مثل کنند و از فوتوسنتز

  • فتوسنتز

    Wo wir mehr Photosynthese wollten, gestalteten wir mehr transparente Kanäle.

    جایی که مایل به داشتن فتوسنتز بیشتر بودیم، کانالهای شفاف بیشتری را طراحی کردیم.

  • ترجمه های کمتر

    • فروغآمایی
    • نورآمایی
اضافه کردن

ترجمه های "photosynthese" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه