ترجمه "plastisch" به فارسی
انعطاف پذیر, قابل انعطاف بهترین ترجمه های "plastisch" به فارسی هستند.
plastisch
adjective
دستور زبان
-
انعطاف پذیر
Er war aber tatsächlich der erste Mensch, der einen Hund geklont hat, was sehr schwierig ist, weil Hunde-Genome sehr plastisch sind.
در واقع او اولین کسی بود که یک سگ را همانندسازی کرده بود، که کار خیلی سختی است، چونکه ژنوم سگ خیلی انعطاف پذیر است.
-
قابل انعطاف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plastisch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plastisch" با ترجمه به فارسی
-
جراحی پلاستیک
-
جراحی پلاستیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن