ترجمه "platt" به فارسی
پنچر ترجمه "platt" به فارسی است.
platt
adjective
دستور زبان
platt (umgangssprachlich) [..]
-
پنچر
Der Hinterreifen scheint platt zu sein.
ظاهراً چرخِ عقبش پنچر شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " platt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Platt
noun
Noun
neuter
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Platt" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Platt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "platt" با ترجمه به فارسی
-
تایر پنچر
-
آب شدن رفتن زير زمين
-
ورقه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن