ترجمه "polizist" به فارسی
پاسبان, مامور پليس بهترین ترجمه های "polizist" به فارسی هستند.
Polizist
noun
masculine
دستور زبان
Schutzpolizist (veraltet) [..]
-
پاسبان
noun -
مامور پليس
Polizist am Nakatomi-Plazza unter Maschinengewehrfeuer!
دارن به مامور پليس در محوطه ي ناکاتومي تيراندازي ميکنن!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polizist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "polizist"
عباراتی شبیه به "polizist" با ترجمه به فارسی
-
پلیس تصدیق رانندگی مرا گرفته است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن