ترجمه "portal" به فارسی
درگاه, سردر, سردر بهترین ترجمه های "portal" به فارسی هستند.
-
درگاه
nounDas Internet wurde zu einem magischem Portal in diese andere Welt.
و اینترنت درگاه ما به این دنیای جادویی دیگر شد.
-
سردر
Über dem Portal des Apollo-Tempels in Delphi steht geschrieben:
خب ، جوابت روی سردر معبد آپولو در دلفی نوشته شده ( منطقه باستانی در یونان )
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tunneleingang (umgangssprachlich)
-
سردر
durch architektonische Gliederung hervorgehobenen Eingang
Über dem Portal des Apollo-Tempels in Delphi steht geschrieben:
خب ، جوابت روی سردر معبد آپولو در دلفی نوشته شده ( منطقه باستانی در یونان )
-
دروازه
nounWir wollen wissen, ob du weißt, wo das Portal ist.
چیزی که می خوایم بدونیم اینه که تو می دونی دروازه کجاست ؟
-
درگاه
nounDas Internet wurde zu einem magischem Portal in diese andere Welt.
و اینترنت درگاه ما به این دنیای جادویی دیگر شد.
-
پورتال
Weil Malick versucht, ein weiteres Portal zu öffnen.
Cecause مالیک تلاش برای باز کردن پورتال دیگری.
عباراتی شبیه به "portal" با ترجمه به فارسی
-
درگاه برگزیده
-
پرفشاری ورید باب