ترجمه "puppe" به فارسی
شفیره, شفیرهها, عروسک بهترین ترجمه های "puppe" به فارسی هستند.
puppe
-
شفیره
sind sie Larven, dann Puppen, dann werden sie zu erwachsenen Ameisen.
به شکل لارو هستند. سپس تبدیل به شفیره می شوند، و بعد به مورچه های بالغ.
-
شفیرهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puppe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Puppe
noun
feminine
دستور زبان
für das Hina-Matsuri
-
عروسک
nounfigürliche Nachbildung eines Menschen oder menschenähnlichen Wesens
Meine Schwester gab mir nur eine schöne Puppe.
واهرم برایم یک عروسک زیبا درست کرد.
-
شفیره
nounvegetatives Stadium zwischen der Insekten-Larve und dem geschlechtsreifen Vollinsekt
sind sie Larven, dann Puppen, dann werden sie zu erwachsenen Ameisen.
به شکل لارو هستند. سپس تبدیل به شفیره می شوند، و بعد به مورچه های بالغ.
-
شفیرهها
-
ترجمه های کمتر
- آدمک
- شخصیت عروسکی
- پيششفيرهها
تصاویر با "puppe"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن