ترجمه "puppe" به فارسی

شفیره, شفیرهها, عروسک بهترین ترجمه های "puppe" به فارسی هستند.

puppe
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفیره

    sind sie Larven, dann Puppen, dann werden sie zu erwachsenen Ameisen.

    به شکل لارو هستند. سپس تبدیل به شفیره می شوند، و بعد به مورچه های بالغ.

  • شفیرهها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puppe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Puppe noun feminine دستور زبان

für das Hina-Matsuri

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عروسک

    noun

    figürliche Nachbildung eines Menschen oder menschenähnlichen Wesens

    Meine Schwester gab mir nur eine schöne Puppe.

    واهرم برایم یک عروسک زیبا درست کرد.

  • شفیره

    noun

    vegetatives Stadium zwischen der Insekten-Larve und dem geschlechtsreifen Vollinsekt

    sind sie Larven, dann Puppen, dann werden sie zu erwachsenen Ameisen.

    به شکل لارو هستند. سپس تبدیل به شفیره می شوند، و بعد به مورچه های بالغ.

  • شفیرهها

  • ترجمه های کمتر

    • آدمک
    • شخصیت عروسکی
    • پيششفيرهها

تصاویر با "puppe"

اضافه کردن

ترجمه های "puppe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه