ترجمه "quelle" به فارسی
چشمهها, چشمه, ریشه بهترین ترجمه های "quelle" به فارسی هستند.
quelle
verb
-
چشمهها
Auf kahlen Hügeln werde ich Ströme öffnen und Quellen inmitten der Talebenen.
بر تلّهای خشک نهرها و در میان وادیها چشمهها جاری خواهم نمود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quelle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quelle
noun
feminine
دستور زبان
Eine Stelle, an der Wasser aus dem Boden austritt. [..]
-
چشمه
nounOrt, wo dauerhaft oder zeitweise aus Niederschlägen gespeistes Grundwasser auf natürliche Weise austritt
Am Sonntag machen wir einen Ausflug zur Esperanto-Quelle.
در روز یکشنبه سفری تفریحی به چشمه اسپرانتو خواهیم داشت.
-
ریشه
nounzur ihrer eigentlichen Quelle zu gehen,
در ریشه یابی آنها
-
سرچشمه
nounWenn jemand es will, werden sie zur Quelle gehen müssen.
اگه کسی دارو رو بخواد میره سراغ سرچشمه اش
-
ترجمه های کمتر
- منبع
- چاه
- چشمهها
- چشمههای آب
تصاویر با "quelle"
عباراتی شبیه به "quelle" با ترجمه به فارسی
-
ریشه · سرچشمه
-
مدیریت منبع
-
چاه مقدس
-
منبع قابل اعتماد
-
ریشه · سرچشمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن