ترجمه "radius" به فارسی
زند زبرین, شعاع, شعاع بهترین ترجمه های "radius" به فارسی هستند.
radius
-
زند زبرین
-
شعاع
Man müsste sie innerhalb eines Radius von zwei Blocks zünden.
حتماً باید در شعاع دو چهارراه باشی تا بتونی منفجرش کنی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radius " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Radius
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Spannweite (umgangssprachlich) [..]
-
شعاع
nounder Abstand zwischen dem Mittelpunkt eines Kreises und der Kreislinie [..]
Man müsste sie innerhalb eines Radius von zwei Blocks zünden.
حتماً باید در شعاع دو چهارراه باشی تا بتونی منفجرش کنی.
-
زند زبرین
Knochen des Unterarms
تصاویر با "radius"
عباراتی شبیه به "radius" با ترجمه به فارسی
-
شعاع کووالانسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن