ترجمه "raffinerie" به فارسی

پالایشگاه, پالایشگاه بهترین ترجمه های "raffinerie" به فارسی هستند.

raffinerie
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پالایشگاه

    noun

    oder eine Raffinerie, oder vielleicht ein krasses Beispiel eines Autobahnkreuzes.

    یک پالایشگاه، تقاطع یک بزرگراه جهنمی بهنظر بیاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raffinerie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Raffinerie noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پالایشگاه

    noun

    oder eine Raffinerie, oder vielleicht ein krasses Beispiel eines Autobahnkreuzes.

    یک پالایشگاه، تقاطع یک بزرگراه جهنمی بهنظر بیاد.

اضافه کردن

ترجمه های "raffinerie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه