ترجمه "rasch" به فارسی
تند, tond, zud بهترین ترجمه های "rasch" به فارسی هستند.
rasch
adjective
adverb
دستور زبان
zackig (umgangssprachlich) [..]
-
تند
adverbIm Himalaya gibt es 2 000 Gletscher, die rascher schmelzen als der Nordpol.
در قطب سوم، ۲٫۰۰۰ کوه یخ با سرعتی تندتر از قطب شمال در حال آب شدن است.
-
tond
-
zud
-
ترجمه های کمتر
- بهتندی
- بهسرعت
- جلدی
- سریع
- سریعا
- فرز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rasch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rasch" با ترجمه به فارسی
-
گلومرولونفریت سریع پیشرونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن