ترجمه "ratten" به فارسی

موش, موش صحرایی بهترین ترجمه های "ratten" به فارسی هستند.

ratten
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • موش

    noun

    Die Katze lief der Ratte hinterher.

    گربه به دنبال موش می دوید.

  • موش صحرایی

    Wenn Toxo in eine Ratte oder eine Maus gelangt,

    اگر توکسو وارد موش صحرایی یا موش معمولی شود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ratten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ratten noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Ratten" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ratten در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ratten" با ترجمه به فارسی

  • muš · راتوس · رتها · موش · موشهای بزرگ آزمایشگاهی · موشهای صحرایی
  • موش · موشهای بزرگ آزمایشگاهی
  • muš · راتوس · رتها · موش · موشهای بزرگ آزمایشگاهی · موشهای صحرایی
اضافه کردن

ترجمه های "ratten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه