ترجمه "rauchen" به فارسی

دود کردن, سیگار کشیدن, کشیدن بهترین ترجمه های "rauchen" به فارسی هستند.

rauchen verb دستور زبان

quarzen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دود کردن

    verb

    Weil man Crack rauchen kann – im Gegensatz zu Kokainpulver –

    در مقایسه با کوکائین، کرک رو میشه دود کرد.

  • سیگار کشیدن

    verb

    Ich habe vor sechs Monaten aufgehört zu rauchen.

    من سیگار کشیدن را شش ماه پیش متوقف کردم.

  • کشیدن

    verb

    Ich habe aufgehört zu rauchen und zu trinken.

    من کشیدن سیگار و مصرف الکل را متوقف کردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rauchen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rauchen noun Noun masculine دستور زبان

Schmauchen (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

"Rauchen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rauchen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rauchen"

عباراتی شبیه به "rauchen" با ترجمه به فارسی

  • dud · دود
  • آب شدن رفتن زير زمين
  • سیگار ممنوع · سیگار کشیدن ممنوع است · سیگار کشیدن ممنوع اشت
اضافه کردن

ترجمه های "rauchen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه