ترجمه "recht" به فارسی
dorost, råst, حقوق (علم) بهترین ترجمه های "recht" به فارسی هستند.
recht
adjective
Adjective
adverb
دستور زبان
ziemlich (umgangssprachlich)
-
dorost
-
råst
-
حقوق (علم)
-
ترجمه های کمتر
- دادگر
- راست
- عادل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Recht
noun
neuter
دستور زبان
Konzession (fachsprachlich) [..]
-
حقوق
nounحقوق (قانونی) [..]
Jeder hat das Recht auf Erholung und Freizeit und insbesondere auf eine vernünftige Begrenzung der Arbeitszeit und regelmäßigen bezahlten Urlaub.
هرکسی حق استراحت کردن و مرخصی دارد، از جمله محدودیت منطقی ساعات کاری و تعطیلی های دوره ای و با حقوق.
-
قانون
nounGeld wird für so einfache Dinge gebraucht, wie Recht und Ordnung aufrecht zu erhalten.
پول لازم است برای کارهای ساده مثل حفظ نظم و قانون.
-
اصول قانونی
عباراتی شبیه به "recht" با ترجمه به فارسی
-
قانون کلیسایی
-
» علامت
-
زاویه قائمه
-
حق فراموششدن
-
حق زندگی
-
پیکان راست
-
قانون بینالمللی
-
راست به چپ · راستبهچپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن