ترجمه "reflex" به فارسی
رفلکس, رفلکس بهترین ترجمه های "reflex" به فارسی هستند.
reflex
-
رفلکس
Es ist dieses Hirn, das diesen Reflex auslöst.
این مغز این رفلکس را ایجاد می کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reflex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reflex
Noun
noun
masculine
دستور زبان
-
رفلکس
Reaktion eines Organismus auf einen Reiz
Es ist dieses Hirn, das diesen Reflex auslöst.
این مغز این رفلکس را ایجاد می کند.
عباراتی شبیه به "reflex" با ترجمه به فارسی
-
رفلکسهای نوزادی
-
رفلکس کف پا
-
آواگری · بازتابهاي شرطيشده · ترس · رفتار · رفتارشناسي · عادتها · فرضيه رفتار
-
بازتابهاي شرطيشده
-
رفلکس دهلیزی-چشمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن