ترجمه "regen" به فارسی
باران, باران, bårån بهترین ترجمه های "regen" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Trotz des starken Regens entschied er sich, raus zu gehen. ↔ علیرغم باران شدید، او تصمیم گرفت بیرون برود.
regen
verb
دستور زبان
-
باران
nounTrotz des starken Regens entschied er sich, raus zu gehen.
علیرغم باران شدید، او تصمیم گرفت بیرون برود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Regen
noun
proper
Noun
masculine
neuter
دستور زبان
Niederschlag (meist Plural: Niederschläge) (umgangssprachlich) [..]
-
باران
nounقطرههای آب مایعی که از جو بر زمین میبارد [..]
Trotz des starken Regens entschied er sich, raus zu gehen.
علیرغم باران شدید، او تصمیم گرفت بیرون برود.
-
bårån
-
بارون
nounSie kommen wie ein Regen, der nicht mehr aufhört.
اون ها مثل يه بارون تموم نشدني ميان اينجا.
-
ترجمه های کمتر
- bārān
- بارش يخبرف
- ريزش باران
تصاویر با "regen"
عباراتی شبیه به "regen" با ترجمه به فارسی
-
بارانی
-
باران دستساخت
-
باران القايي · باران دستساخت · بارش مصنوعی · بارورسازي ابر
-
باران منجمد
-
باران القايي
-
باران اسيدي
-
باران اسيدي · باران اسیدی · بارش اسيدي · تنکمه اسيدي · رسوب اسید · مه اسيدي · مهدود
-
باران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "regen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
In einer bestimmten christlichen Familie regen die Eltern ihre Kinder dadurch zum offenen Gespräch an, daß sie sie auffordern, Fragen zu stellen, wenn sie etwas nicht verstehen oder wenn etwas sie beunruhigt.
والدینی در یک خانوادهٔ مسیحی، فرزندان خود را تشویق میکنند تا دربارهٔ چیزهایی که درک آنها برایشان مشکل است یا مستلزم دقت هستند، هر پرسشی که دارند مطرح نمایند، و بدین وسیله محرکی میشوند که ارتباط افکار به طور آزاد برقرار شود.
Wurdest du vom Regen überrascht?
زیر بارون گیر افتادی ؟
Sie bauen ein Nest aus Schlamm, an der Unterseite eines Felsüberhangs, wo es vor dem Regen geschützt sein wird.
آنها لانه اي گلي در زير تخته سنگي به صورت معلق ميسازند... تا از باران در امان باشند.
Und nicht mehr regen!
همینطوری بی حرکت بمون!
Solche Erzählungen regen dazu an, wie der Psalmist zu handeln, der sagte: „Ich habe Jehova beständig vor mich gestellt.
تعمّق در این گزارشهای کتاب مقدّس در رفتارمان تأثیر میگذارد طوری که ما نیز مثل مزمورنویس با اطمینان میگوییم: ‹یَهُوَه را همیشه پیش روی خود میدارم.