ترجمه "rein" به فارسی

تمیز, پاک, خالص بهترین ترجمه های "rein" به فارسی هستند.

rein adjective adverb دستور زبان

schlechthin (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمیز

    adjective

    Ich denke nicht, dass meine Weste je rein sein wird.

    فکر نمی کنم دفتر اعمالم هیچ وقت تمیز بشه

  • پاک

    adjective

    Wir müssen vor allem entschlossen sein, sittlich rein zu bleiben.

    نخست باید عزم کنیم که از لحاظ اخلاقی پاک بمانیم.

  • خالص

  • ترجمه های کمتر

    • محض
    • ناب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rein"

عباراتی شبیه به "rein" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه