ترجمه "rolle" به فارسی
نقش, قرقره, رل بهترین ترجمه های "rolle" به فارسی هستند.
rolle
verb
-
نقش
Sie spielte in diesem Projekt eine wichtige Rolle.
در آن پروژه او نقش مهمی را بازی کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rolle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rolle
noun
proper
masculine
feminine
دستور زبان
Person (Theater) [..]
-
قرقره
nounSie werden an Bord gerollt.
دارند با قرقره به عرشه آورده میشن.
-
رل
nounRolle 1 0, Mr. Hughes.
... رل ده آقاي " هيوز "
-
نقش
Sie spielte in diesem Projekt eine wichtige Rolle.
در آن پروژه او نقش مهمی را بازی کرد.
تصاویر با "rolle"
عباراتی شبیه به "rolle" با ترجمه به فارسی
-
زنان · نقش زنان · وضعيت زنان
-
نقش
-
اسلیپی هالو
-
نقش زنان
-
نقش
-
نقش معنایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن