ترجمه "rolle" به فارسی

نقش, قرقره, رل بهترین ترجمه های "rolle" به فارسی هستند.

rolle verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقش

    Sie spielte in diesem Projekt eine wichtige Rolle.

    در آن پروژه او نقش مهمی را بازی کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rolle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rolle noun proper masculine feminine دستور زبان

Person (Theater) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرقره

    noun

    Sie werden an Bord gerollt.

    دارند با قرقره به عرشه آورده میشن.

  • رل

    noun

    Rolle 1 0, Mr. Hughes.

    ... رل ده آقاي " هيوز "

  • نقش

    Sie spielte in diesem Projekt eine wichtige Rolle.

    در آن پروژه او نقش مهمی را بازی کرد.

تصاویر با "rolle"

عباراتی شبیه به "rolle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rolle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه