ترجمه "rollstuhl" به فارسی
ویلچر, ویلچر بهترین ترجمه های "rollstuhl" به فارسی هستند.
rollstuhl
-
ویلچر
Deswegen fing ich an, mit dem Rollstuhl herumzuspielen.
واسه همینم من شروع کردم به ور رفتن به ویلچر.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rollstuhl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rollstuhl
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Rolli (umgangssprachlich) [..]
-
ویلچر
Deswegen fing ich an, mit dem Rollstuhl herumzuspielen.
واسه همینم من شروع کردم به ور رفتن به ویلچر.
تصاویر با "rollstuhl"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن