ترجمه "rosa" به فارسی

رنگ صورتی, صورتی, گلی بهترین ترجمه های "rosa" به فارسی هستند.

rosa adjective دستور زبان

schweinchenrosa (abwertend)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگ صورتی

    verrostete Schrauben, Gummi, Holz und neon-rosa Klebeband.

    پیچ و مهره های زنگ زده، لاستیک، چوب و نوارچسبی به رنگ صورتی شبرنگ

  • صورتی

    adjective

    Die rosa Punkte stehen für Immobilien von Gastgebern.

    نقطه های صورتی نشانگر املاک میزبانان این طرح است.

  • گلی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rosa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rosa Noun noun proper دستور زبان

Eine Farbe, die man erhält, wenn man rote und weiße Farbe mischt.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رزا

    proper

    Er stand Wilhelm sehr nahe und Rosa mag ihn sehr.

    اون و ويلهم خيلي با هم صميمي بودن و رزا خيلي ازش خوشش مياد

  • جنس رز

  • جنس نسترن

  • ترجمه های کمتر

    • جنس گل سرخ
    • رنگ صورتی
    • صورتی
    • گلهاي سرخ

تصاویر با "rosa"

عباراتی شبیه به "rosa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rosa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه