ترجمه "ruhig" به فارسی
آرام, خاموش, بي صدا بهترین ترجمه های "ruhig" به فارسی هستند.
ruhig
adjective
adverb
دستور زبان
tiefenentspannt (ironisch) (umgangssprachlich) [..]
-
آرام
adjectiveDas war wohl der ruhigste Ort, an dem ich jemals war.
گمان کنم آرام ترین مکانی بود که تا حالا در آن بودم.
-
خاموش
adjective -
بي صدا
-
ترجمه های کمتر
- کم صدا
- کم گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruhig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن