ترجمه "salbe" به فارسی
پماد, پماد بهترین ترجمه های "salbe" به فارسی هستند.
salbe
-
پماد
Dann bist du mit der Salbe gekommen und wolltest, dass ich sie auftrage.
بعد پماد رو دستت ميگرفتي و ميگفتي بابا تو بايد بمالي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salbe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Salbe
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Medizin für den externen Gebrauch
-
پماد
nounDann bist du mit der Salbe gekommen und wolltest, dass ich sie auftrage.
بعد پماد رو دستت ميگرفتي و ميگفتي بابا تو بايد بمالي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن