ترجمه "salbe" به فارسی

پماد, پماد بهترین ترجمه های "salbe" به فارسی هستند.

salbe
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پماد

    Dann bist du mit der Salbe gekommen und wolltest, dass ich sie auftrage.

    بعد پماد رو دستت ميگرفتي و ميگفتي بابا تو بايد بمالي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salbe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Salbe noun Noun feminine دستور زبان

Medizin für den externen Gebrauch

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پماد

    noun

    Dann bist du mit der Salbe gekommen und wolltest, dass ich sie auftrage.

    بعد پماد رو دستت ميگرفتي و ميگفتي بابا تو بايد بمالي

اضافه کردن

ترجمه های "salbe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه