ترجمه "salzig" به فارسی
نمکین, شور بهترین ترجمه های "salzig" به فارسی هستند.
salzig
adjective
دستور زبان
Salz enthaltend.
-
نمکین
adjective -
شور
adjectiveNie mehr musst du dein Shirt offen halten, um eine notdürftige Schüssel für deine salzigen Knabbereien zu formen.
دیگه لباستو مث ظرف گرد نمیکنی جلوی شکمت تا خوارکیای شور رو بریزی توش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salzig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن