ترجمه "satellit" به فارسی
ماهواره, ماهوارهها, ماه بهترین ترجمه های "satellit" به فارسی هستند.
satellit
-
ماهواره
Einer meiner Satelliten ist ausgefallen, aber er ist gleich neben deinem.
یکی از ماهواره هام از بین رفته ولی درست کنار ماهواره ی توئه
-
ماهوارهها
Satelliten in höheren Umlaufbahnen können dort für Jahrhunderte bleiben.
ماهوارهها در مدارهای بلندی مثل این میتوانند قرنها همانجا بمانند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satellit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Satellit
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Objekt, das ein größeres Objekt umkreist.
-
ماه
noun -
قمر
nounastronomische Bezeichnung für einen Mond
-
ماهوارهها
Satelliten in höheren Umlaufbahnen können dort für Jahrhunderte bleiben.
ماهوارهها در مدارهای بلندی مثل این میتوانند قرنها همانجا بمانند.
-
ترجمه های کمتر
- لندست
- ماهوارههاي مصنوعي
تصاویر با "satellit"
عباراتی شبیه به "satellit" با ترجمه به فارسی
-
ماهواره زمینآهنگ
-
لندست · ماهواره · ماهوارهها · ماهوارههاي مصنوعي
-
ماه نامنظم
-
ماهوارههاي مصنوعي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن