ترجمه "satrap" به فارسی
ساتراپ, ساتراپ, شهرب بهترین ترجمه های "satrap" به فارسی هستند.
satrap
-
ساتراپ
nounSchließlich regierte ein Satrap in einem mehr oder minder großen Verwaltungsbezirk des Reiches (Daniel 6:1).
در هر حال، هر ساتراپ بر ناحیهای مهم یا بر تقسیمات کوچکترِ قلمرو امپراتوری حکم میراند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satrap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Satrap
noun
Noun
masculine
دستور زبان
-
ساتراپ
im antiken Perserreich der Titel des Statthalters einer größeren Provinz (Satrapie)
Schließlich regierte ein Satrap in einem mehr oder minder großen Verwaltungsbezirk des Reiches (Daniel 6:1).
در هر حال، هر ساتراپ بر ناحیهای مهم یا بر تقسیمات کوچکترِ قلمرو امپراتوری حکم میراند.
-
شهرب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن