ترجمه "schüssel" به فارسی
کاسه, کاسه, اسکره بهترین ترجمه های "schüssel" به فارسی هستند.
schüssel
-
کاسه
nounEs wäre besser, wenn meine Schüssel nicht leer wäre.
اگه کاسه م خالی نبود حالم بهتر بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schüssel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Schüssel
noun
feminine
دستور زبان
fahrbarer Schrotthaufen (umgangssprachlich) [..]
-
کاسه
nounTyp von Gefäßen
Es wäre besser, wenn meine Schüssel nicht leer wäre.
اگه کاسه م خالی نبود حالم بهتر بود
-
اسکره
-
بشقاب
nounIch verkaufte die Pläne für diesen Motor und die Schüssel
من نقشه های آن موتور و بشقاب سهمی شکل را به قیمت هر کدام چهار دلار..
-
ترجمه های کمتر
- دیس
- پیاله
تصاویر با "schüssel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن