ترجمه "schützen" به فارسی

پاییدن, حفاظت کردن, پاسبانی کردن بهترین ترجمه های "schützen" به فارسی هستند.

schützen verb دستور زبان

verschanzen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاییدن

    Verb verb
  • حفاظت کردن

    verb

    Regelmäßiges Bewässern ist unerläßlich, und möglicherweise muß das Bäumchen vor Schädlingen geschützt werden.

    آب دادن به طور مرتب و منظم اهمیت بسیار دارد، و شاید لازم باشد که از نهال در مقابل آفت حفاظت کرد.

  • پاسبانی کردن

    Verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schützen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Schützen noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Schützen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Schützen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "schützen"

عباراتی شبیه به "schützen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "schützen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه