ترجمه "scharf" به فارسی
tiz, تیز, باهوش بهترین ترجمه های "scharf" به فارسی هستند.
scharf
adjective
دستور زبان
scharf (umgangssprachlich) [..]
-
tiz
-
تیز
adjective adverbDieses Messer ist sehr scharf.
این چاقو خیلی تیز است.
-
باهوش
adjectiveDen besonders wachen Intellekt einer Person beschreibend.
Siehst scharf aus, Kollege.
راستی بنظر باهوش میای پسر گنده
-
ترجمه های کمتر
- تند
- تيز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " scharf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "scharf"
عباراتی شبیه به "scharf" با ترجمه به فارسی
-
فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
-
سدوم اکر
-
فلفلهاي تند
-
تراشيدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن