ترجمه "schauspiel" به فارسی

بازیگری, پیس بهترین ترجمه های "schauspiel" به فارسی هستند.

Schauspiel noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیگری

    noun

    überwiegend gesprochene Darbietung

    Ich beschloss, ein Semester Schauspiel zu studieren.

    تصمیم گرفتم که به مدت یک ترم در رشتهی بازیگری درس بخوانم.

  • پیس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schauspiel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "schauspiel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه