ترجمه "schauspieler" به فارسی
هنرپیشه, بازیگر, آکتریس بهترین ترجمه های "schauspieler" به فارسی هستند.
schauspieler
verb
-
هنرپیشه
nounJames Bond ist kein Schauspieler.
جیمز باند هنرپیشه نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schauspieler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Schauspieler
noun
masculine
دستور زبان
Eine Person, die eine bestimmte Rolle in einem Film oder Theaterstück spielt. [..]
-
بازیگر
nounDas andere war mehr das Gehirn des Schauspielers, des Risikonehmers.
مغز دیگری بیشتر شبیه به یک بازیگر و خطرپذیرتر بود.
-
آکتریس
-
آکتور
-
هنرپیشه
nounکسی که در فیلم، تلویزیون، رادیو، تئاتر ایفای نقش میکند
James Bond ist kein Schauspieler.
جیمز باند هنرپیشه نیست.
تصاویر با "schauspieler"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن