ترجمه "schief" به فارسی

مايل, کج بهترین ترجمه های "schief" به فارسی هستند.

schief adjective دستور زبان

schepp (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مايل

  • کج

    adjective

    Sieht ein Mann, dass seine Krawatte schief sitzt, kann er sie gerade rücken.

    برای مثال، مردی که در آینه مینگرد و متوجه میشود کراواتش کج است آن را صاف میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schief " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "schief"

اضافه کردن

ترجمه های "schief" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه